ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
695
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ولد نجفقلى خان شادلو داماد خود را در آنجا نايب گردانيد . خلاصه ، نوّاب اسماعيل ميرزا با فرمان والىگرى خراسان به ارض اقدس شتافت و چون اهل و عيال نوّاب شجاع السلطنه با مستحفظين سبزوارى در ارگ بودند ، راهى نيافت . با وجود منع خود از [ 396 ] دخول در ارگ ، مصلحت در توقف شهر نديده ، در خارج شهر آمده ، آرام گزيد . چون وجود نوّاب اسماعيل ميرزا با وجود اقامت نوّاب اميرزادگان در ارگ مشهد مقدس و قلعهء سبزوار مانعة الجمع بود و هيچيك اطاعت ديگرى را نمىنمود ، لهذا صاحبقران كشورگير ، خواست ثالثى را در اين كار برگزيند تا فتنهء برخاسته ، فرو نشيند ؛ حسين خان قاجار قزوينى سردار سابق خراسان و آذربايجان را به سردارى مملكت خراسان مفتخر فرمود و مشاراليه را به اتفاق برادرش حسن خان سارواصلان با جمعيتى از سواره و پيادهء ركاب ظفرعنان ، به آن صوب گسيل نمود . نوّاب اسماعيل ميرزا را احضار به دربار آسمانمدار كردند و مأمورين در اواسط شهر صفر المظفر سنهء يك هزار و دويست و چهل و چهار به ارض فيض آثار روى آوردند . حسين خان سردار پس از وصول به آن ديار ، شهر و ارگ مشهد مقدس را به تدابير صايبه متصرف شد و نوّاب اميرزاده ارغون ميرزا ، كماكان در ولايت سبزوار حكمروا و متوقف آمد - بمنّه وجوده . ذكر وصول عريضهء قزلباشيهء كابل مصحوب حسين على خان جوانشير و بهبود خان كابلى و وقايع سفارت حسين على خان جوانشير به مملكت سند از روى حيله و تزوير و اخذ منافع كثير از قرارى كه در وقايع جلد اول اين كتاب مستطاب تحرير شد ، بعد از سپرى شدن دولت محمود شاه افغان و توقف او در ولايت هرات و كور كردن فتح خان شرارت آيات ، برادران او بناى شورش و طغيان در ولايات متصرّفى جماعت افغان گذاشتند و هركدام